خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خط گرفته آن مه تابان نمی شوداین مور بار دست سلیمان نمی شود
۲
بر روی خویش تیغ چرا می کشی عبثاین دل سیه به تیغ مسلمان نمی شود
۳
از ماهتاب خواب سبک می شود گرانموی سفید مانع عصیان نمی شود
۴
سامان پذیر چون شود از تاج زرنگاراز داغ هر سری که به سامان نمی شود
صفحهٔ ۱ از ۳