خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح شکوفه از افق شاخ سر کشیدجوش بهار رشته ز عقد گهر کشید
۲
تا پرده بر گرفت ز رخسار داغ منخود را ز شرم لاله به کوه وکمر کشید
۳
از وصل بهره توبه قدر حجاب توستآن چید گل ز باغ که سر زیر پر کشید
۴
گیرنده تر ز چنگل بازست خون مننتوان به زور از رگ من نیشتر کشید
صفحهٔ ۱ از ۳