خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس نوایی از من آتش زبان شنیدافسرده شد چو زمزمه بلبلان شنید
۲
در پرده های گوش گل از ناز ره نیافتفریاد من که گوش کر باغبان شنید
۳
بر عاجزان دراز نسازد زبان چو تیرپیش از هدف کسی که فغان از کمان شنید
۴
در حیرتم که از چه به گل ماند پای سروزین نغمه های تر که ز آب روان شنید
صفحهٔ ۱ از ۲