خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندیشه ز کلفت دل بیتاب نداردپروای غبار آینهٔ آب ندارد
۲
از فکر مکان جان مجرد بود آزادحاجت به صدف گوهر نایاب ندارد
۳
درمان بود آن درد که اظهار توان کردآن زخم کشنده است که خوناب ندارد
۴
در فقر و فنا کوش که جمعیت خاطرفرش است در آن خانه که اسباب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲