شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخسار جهانسوز تو بی پا و سرم کردنظاره زلف تو پریشان نظرم کرد
۲
امید نجات من ازان زلف به خط بودسر زد خط بی‌رحم و گرفتارترم کرد
۳
فریاد که پیراهن نادیده یوسفاز شوخی نکهت چو صبا دربدرم کرد
۴
فریاد ازان نرگس مستانه که هر گاهرفتم که خبر یابم ازو بی‌خبرم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth