خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانی که سر از روزن فتراک برآورداز گرد گریبان بقا سر بدر آورد
۲
امید که دولت ز درش بیخبر آیدهر کس به من از آمدن او خبر آورد
۳
دیگر نکند خیر به محراب عبادتدر پای خم آن کس که شبی را بسر آورد
۴
تدبیر به خون تیز کند تیغ قضا رااین ابر بلا را به سر من سپرآورد
صفحهٔ ۱ از ۳