خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون پسته زبان در دهنم زنگ برآوردآخر گل خاموشی من این ثمر آورد
۲
در پای خزان ریخت گل و لاله این باغرنگی که به رخساره به خون جگر آورد
۳
در کام تو زهر از کجی توست وگرنههر کس که چونی راست شد اینجا شکر آورد
۴
ما بیخبران طالع مکتوب نداریمورنه که ازان آیه رحمت خبرآورد
صفحهٔ ۱ از ۳