خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عود دل گرم من اخگربگریزداز بزم نفس سوخته مجمر بگریزد
۲
اشکم چو عنان ریز نهد روی به دریادریا به نهانخانه گوهربگریزد
۳
در حشر چو آهم علم شعله فرازدخورشید به سرچشمه کوثربگریزد
۴
یک چشم زدن گر قدح از دست گذارمجان آبله پا تا لب ساغر بگریزد
صفحهٔ ۱ از ۳