شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۳۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیغ تو می وساقی وپیمانه من شدهر زخم نمایان در میخانه من شد
۲
گو شاخ گل آسوده شو از جلوه طرازیاکنون که ته بال پریخانه من شد
۳
از وحشت نخجیر شود دام پریشانزنجیر سرزلف تو دیوانه من شد
۴
از شوخی او زلزله در مغز زمین استآن خانه برانداز که همخانه من شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth