شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یوسف شود آن کس که خریدار تو باشدعیسی شود ان خسته که بیمارتو باشد
۲
گر خاک شود سرمه خاموشی سیل استآن سینه که گنجینه اسرار تو باشد
۳
چون برق سبکسیر بود شمع مزارشهر سوخته جانی که طلبکار تو باشد
۴
هر چاک قفس از تو خیابان بهشتی استخوش وقت اسیری که گرفتارتو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth