خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنها که به فردوس رخ یار فروشنداز سادگی آیینه به زنگار فروشند
۲
گنج دو جهان قیمت یک چشم زدن نیستگر زان که به زر لذت دیدار فروشند
۳
درد دل بیمار به هرکس نتوان گفتاین جنس گران را به پرستار فروشند
۴
سازند عیان محضر بیمغزی خود راجمعی که به هم طره دستار فروشند
صفحهٔ ۱ از ۳