شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکنددر سینه من داغ مکرر سپر افکند
۲
من خرده جان را چو شرر باختم اینجاپروانه درین راه اگر بال و پر افکند
۳
تا سبزه وگل هست ز می توبه حرام استنتوان غم دل را به بهار دگر افکند
۴
دستی که به آرایش زلف سخن آموختاخگر نتواند ز گریبان بدر افکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth