خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غفلت زدگان دیده بیدار نداننداز مرده دلی قدر شب تار ندانند
۲
رحم است بر آن قوم که بیداری شب راصد پرده به از دولت بیدار ندانند
۳
دارند در ایام خزان جوش بهارانحیرت زدگانی که گل از خار ندانند
۴
جمعی که ز سر پای نمودند چو پرگاریک نقطه درین دایره بیکار ندانند
صفحهٔ ۱ از ۲