خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شبنم می بر رخ جانان بنشینددر آب وعرق چشمه حیوان بنشیند
۲
شرمنده خونگرمی اشکم که همه عمرنگذاشت مراگردبه مژگان بنشیند
۳
دل صاف کن آن گاه ز ماحرف طلب کناز آینه طوطی به دبستان بنشیند
۴
مژگان شمرم بوسه زنم بر کف پایشدر چشمم اگر خار مغیلان بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۲