خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه از دل جویای تو بیتاب برآیدغواص نفس سوخته از آب برآید
۲
قانع به شکایت نگشاید لب خود رازین زخم محال است که خوناب برآید
۳
در روز چسان جلوه کند کرم شب افروزبا روی تو چون ماه جهانتاب برآید
۴
از آه اثر در دل معشوق توان کردگوهر اگر از بحر به قلاب برآید
صفحهٔ ۱ از ۳