خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنی که به نور نظر پاک برآیداز خلوت آیینه عرقناک برآید
۲
دامن کشد از صحبت پیراهن یوسفخاری که ز گلزار تو بیباک برآید
۳
خونین جگری را که تمنای بهارستچون لاله نفس سوخته از خاک برآید
۴
از روی گهر پاک کند گرد یتیمیآهی که به صدق از جگر چاک برآید
صفحهٔ ۱ از ۲