شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سفره قسمت لب نانش لب گورستدندان حریصی که به صد سال برآید
۲
تا دخل نباشد نتوان خرج نمودنکز بستگی گوش زبان لال برآید
۳
رخسار تو هر گاه بر آیینه کند پشتز آیینه نفس سوخته تمثال برآید
۴
در زیر فلک همت عالی نتوان یافتدر بیضه محال است پر و بال برآید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth