خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوب است که بی رنج طلب کام برآیدآن کام چه ارزد که به ابرام برآید
۲
آتش نفسان گوش به تعظیم بگیرندهرجا که من سوخته را نام برآید
۳
ریزند کواکب چو عرق از رخ گردونآن روز که خورشید تو بر بام برآید
۴
نقش قدمش شمع ره گرمروان استاز شوق تو آن کس که ز آرام برآید
صفحهٔ ۱ از ۲