شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاشا که زعاشق سخن کام برآیداز سینه آتش نفس خام برآید
۲
بالیدن نخل تو ز پیوند دل ماستاین سرو ز آغوش به اندام برآید
۳
بگذشت ز تلخی همه ایام نشاطمچون طفل یتیمی که به دشنام برآید
۴
یک چشم زدن چشم تو غایب ز نظر نیستآهو که گمان داشت چنین رام برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth