خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخواست ز دل ناله جانکاه برآیدبی دلو ورسن یوسف ازین چاه برآید
۲
از دیده وران میکندش قطره شبنمهر غنچه که از پوست سحرگاه برآید
۳
آن روز مرا مزرع امید شود سبزکز دانه خال تو ز خط آه برآید
۴
در دایره هاله شود ماه زمین گیرچون حسن تمام تو ز خرگاه برآید
صفحهٔ ۱ از ۳