خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآیداز دل سخن از کاوش اندیشه برآید
۲
هر لحظه به رنگی ز دل اندیشه برآیدیک باده به صد رنگ ازین شیشه برآید
۳
بی عشق محال است دل سخت شود نرمگر سنگ به این بوته رود شیشه برآید
۴
جایی که ز حیرت گره دل نگشایداز فکر چه خیزد چه ز اندیشه برآید
صفحهٔ ۱ از ۳