شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پروای شکوه من آن سیمتن ندارددردش مباد هر چند درد سخن ندارد
۲
ناسازگاریی هست در خوی گلعذارانکو یوسفی که گرگی در پیرهن ندارد
۳
هرکس فتد تهی چشم در فکر دیگران نیستپروای تشنه جانان چاه دفن ندارد
۴
از نارسایی جودسایل برآورد دستچاهی که می رسد دست دلو ورسن ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth