شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زلف ناامیدی روی امید باشدصبح امید یعقوب چشم سفید باشد
۲
بید از ثمر نظر بست وصل نبات دریافتعاشق ز ترک لذّت چون ناامید باشد؟
۳
در روستای مشرب هر روز روز عید استدر شهر بندِ مذهب سالی دو عید باشد
۴
بر خانهٔ وجودم از دل زده است گردونقفلی که آه و فریاد آن را کلید باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth