خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشدذرات عالم اورا فرمان پذیرباشد
۲
نقش مرادعالم در خانه اش زند موجآن را که بالش از خشت فرش از حصیرباشد
۳
دشمن مطیع گردد چون نفس شد مسخرمارست تازیانه مرکب چو شیرباشد
۴
فقرست و تنگدستی سرمایه شجاعتاز آدمی گریزد شیری که سیر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳