خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشدمهمان نخوانده آیدهرجاطلب نباشد
۲
قصد گزند داری ماری که راست گرددگرچرخ شد مساعد جای طرب نباشد
۳
در پرده غیرت ما دندان به دل فشاردزخم ندامت ما بیرون لب نباشد
۴
بی ابری نیست ممکن گردد لب صدف تردریا سراب باشدهرجاسبب نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳