خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر چون گران شد از می دستارگو نباشددر بحر گوهر از کف آثار گو نباشد
۲
از مشت آب سردی دیگی نشیند از جوشدر بزم می پرستان هشیار گو نباشد
۳
از شرم عشق ما راچون نیست دست چیدنگلهای این گلستان بی خار گو نباشد
۴
درمان چو می شود درد چون کرد کامرانیمنت کش طبیبان بیمار گو نباشد
صفحهٔ ۱ از ۴