خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامداز کهکشان به فرقم تیغ دو دم نیامد
۲
تا دانه امیدم خاکستری نگردیددامن کشان به کشتم ابر کرم نیامد
۳
گویا به خواب رفته است بخت سیه که امروزحرفی رقم نمودم مو بر قلم نیامد
۴
ز اهل کرم زمانه پیوسته بود مفلسیا در زمانه مامرد کرم نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲