خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از روی نو خط یار هر جا سخن برآیدگرد از بهار خیزد دود از چمن برآید
۲
گردند از خجالت سیمین بران قبا پوشآنجا که یوسف مااز پیرهن برآید
۳
هر چند گفتگو را نازک کند لب اوپیچد چو غنچه برهم تازان دهن برآید
۴
بسیار صبر باید گلهای بوستان راتا آتشین نوایی زین نه چمن برآید
صفحهٔ ۱ از ۳