شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چشم اگرچه خود را بیمار می‌نمایدغافل مشو ز مکرش عیّار می‌نماید
۲
دزدیدن تبسم پیداست از لب اوآبی که در عقیق است ناچار می‌نماید
۳
دشواریی ندارد راه فنا ولیکنراهی که بی‌رفیق است دشوار می‌نماید
۴
هرکس ز روزن دل در عالم است سیارعالم به چشم مستان گلزار می‌نماید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth