شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جای سبزه چو ایام زندگی بسر آیدزبان مار ز خاک سخن گزیده بر آید
۲
عجب که طی شود این راه کز ستیزه طالعز پا چو خار کشم ناخنم به سنگ بر آید
۳
بغل گشاده چو صبحم ستاره ریز چو گردونبه این امید که خورشید رویم از سفر آید
۴
کجاست باد مرادی که بی فسون معلمسفینه ام به کران زین محیط پر خطر آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth