خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباد روی تو از پرده حجاب بر آیدقیامت است چو از مغرب آفتاب بر آید
۲
من آن زمان به فراغت بر آورم نفس از دلکه بوی سوختگی از دل کباب بر آید
۳
اگر سخن ز کسادی نشد به خاک برابرچرا بهم چو زنی گرد از کتاب بر آید
۴
نسیم زلف ترا گر گذاربر ختن افتدنفس گداخته از پوست مشک ناب بر آید
صفحهٔ ۱ از ۳