خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از تردد وخاطر ز انقلاب برآیداگر دو روز ز یک مشرق آفتاب برآید
۲
مگر کند عرق شرم پاک نامه ما راوگر نه کیست که از عهده حساب برآید
۳
رسد به ظالم دیگر همان ذخیره ظالمنصیب تیر شود پر چو از عقاب برآید
۴
ز ماهتاب کند شیر مست روی زمین راشب سیاه اگر آن ماه بی نقاب برآید
صفحهٔ ۱ از ۲