خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن دشت عدم گیاه نداردوای بر آن کس که زاد راه ندارد
۲
راز دل عاشقان ز سینه عیان استعرصه محشر گریزگاه ندارد
۳
بیخبرست از بهار عالم بالاباغ وجودی که سرو آه ندارد
۴
روشنی سینه ها ز روزن داغ استتیره بود هر شبی که ماه ندارد
صفحهٔ ۱ از ۴