شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کمرش کام دل چگونه برآیدخرد شود شیشه ای که بر کمر آید
۲
گل شود از اضطراب دست زلیخایوسف ما چون ز صحن باغ برآید
۳
محنت روی زمین رسید به مجنونسنگ به هر نخل در خور ثمر آید
۴
بیهده از داغ سینه چشم گشوده استدل نه چنان رفته است کز سفر آید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth