شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سری را که سودا ز سامان برآردبه یوسف سر از یک گریبان برآرد
۲
شود دولت یوسف آن روز صافیکه صد چله در کنج زندان برآرد
۳
به زندان تن جان مخلد نماندکه یوسف سر از چاه کنعان برآرد
۴
از این میوه‌داران نشد سنگ روزیمگر سرودستی به احسان برآرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth