شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا با دل من صفایی ندارداگر درد امشب بلایی ندارد
۲
ره کعبه ودیر را قطع کردمبجز راهزن رهنمایی ندارد
۳
که را می توان شیشه دل شکستنکدامین بت اینجا خدایی ندارد
۴
سفر می کنی در رکاب جنون کنخرد در سفر دست و پایی ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth