شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از خاکساری بهشت خدا شدز گرد یتیمی گهر بی بها شد
۲
طبیبان همان روز گشتند مجنونکه دیوانه ما به دارالشفاشد
۳
نیفتد ز پرگار آن نقطه دلکه در حلقه زلف او مبتلا شد
۴
به آهی ز دل زنگ هستی زدودمچراغ مراباد دست دعا شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth