شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برانگیزد غبار از مغز جان دردبرآرد گرد از آب روان درد
۲
که می گیرد عیار صبرها رااگر گیرد کناری از میان درد
۳
تو مست خواب و ما را تا گل صبحسراسر می رود در استخوان درد
۴
نمی دادند درد سر دوا رااگر می داشتند این ناکسان درد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth