خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشددل پا شکسته من به دوا رسیده باشد
۲
نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته دلکه غبار هستی من به هوا رسیده باشد
۳
همه روز بیقرارم همه شب در انتظارمکه دل رمیده من به کجا رسیده باشد
۴
به کسی بود مسلم چو نظر جهان نوردیکه درون خانه باشد همه جا رسیده باشد
صفحهٔ ۱ از ۳