خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خوش است اتحادی که حجاب تن نماندکه من آن زمان شوم من که اثر ز من نماند
۲
شده محو جان روشن تن ساده لوح غافلکه ز شمع غیرداغی به دل لگن نماند
۳
ز کلام پوچ عالم جرسی است پر ز غوغابه چه خلوت آورم رو که به انجمن نماند
۴
ز نشان ونام بگذر به امید بازگشتنکه عقیق نامجو را هوس یمن نماند
صفحهٔ ۱ از ۲