خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خال او یک نظر از دیده ما دور نباشددانه سوخته اینجاست که بی مور نباشد
۲
زند آتش به جهان بلبل آتش نفس مناگرم چون قفس از شجر طور نباشد
۳
دو نگاهت ز پریشان نظری نیست به یک کسچون زید عاشق بیچاره اگر کور نباشد
۴
سخن حق نکند گوش کس امروز وگرنههیچ کس نیست که در پله منصور نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲