شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببندخاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند
۲
بر سر دست دعاست روی به هر جا کندابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند
۳
سلسله پردازشو رو به بیابان گذارچند سراسر توان رفت درین کوچه بند
۴
نغمه اول که ریخت غنچه منقار منبر نفس گرم من سوخت زر گل سپند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth