شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عاقبت بپریدی و در نهان رفتیعجب عجب به کدامین ره از جهان رفتی
۲
بسی زدی پر و بال و قفس دراشکستیهوا گرفتی و سوی جهان جان رفتی
۳
تو باز خاص بدی در وثاق پیرزنیچو طبل باز شنیدی به لامکان رفتی
۴
بدی تو بلبل مستی میانه جغدانرسید بوی گلستان به گل ستان رفتی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth