شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۵۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می پرستان را به دل ننشیند از دشمن غبارزود بر در می زند از خانه روشن غبار
۲
کار مشکل را به همت می توان از پیش بردمی کند در کشور ما رخنه در آهن غبار
۳
آن سیه روزم که از هر جا که خیزد سیل غمدر مصیبت خانه ام افشاند از دامن غبار
۴
خاکساران از دل ما زنگ کلفت می برنددر دیار ما کند آیینه را روشن غبار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth