خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک راجان کرد درتن ابر احسان بهارصبح محشر سر زد ازچاک گریبان بهار
۲
چون پرو بال پری، ابرپریشان سایه کردبر سریر عالم آرای سلیمان بهار
۳
سر برآوردند چون طوطی ز جیب شاخساربرگها از اشتیاق شکرستان بهار
۴
هر سر شاخ ازشکوفه دفتر احسان گشوداز برات عیش پرشد جیب ودامان بهار
صفحهٔ ۱ از ۳