خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست بی می باغ رانوری می روشن بیارتیره می سوزد چراغ لاله ها روغن بیار
۲
صندلی شد آبها وتوبه درد سر نبردوقت امدادست ساقی رطل مردافکن بیار
۳
پیش راه ماکه درظلمات غم سرگشته ایملطف کن ساقی چراغ از باده روشن بیار
۴
نقد عیش و شادمانی برسرهم ریخته استسعی کن چون گل به این بستانسرا دامن بیار
صفحهٔ ۱ از ۳