خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبرمی زند باد مخالف بحر را بر یکدگر
۲
توبه من بازگشت عالمی راشد سببلشکری را گاه بیدل می کند یک بیجگر
۳
از لب میگون او قانع به دشنامم که میاز رگ تلخی دواند ریشه دردل بیشتر
۴
درنمی آید به چشم موشکاف از نازکیورنه بیش از جوهر تیغ است تاب آن کمر
صفحهٔ ۱ از ۳