خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود در وسمه ابروی بتان خونخوارتردرنیام این تیغ خونریزست بی زنهارتر
۲
دور عیش مرکز از پرگار میگردد تمامشد ز خط عنبرین آن خال خوش پرگارتر
۳
باده ممزوج را زور شراب صرف نیستچشم مست یار از می می شود هشیارتر
۴
می شود رسوا ز دیدنهای پنهان رازعشقروی این آیینه است ازپشت خود ستارتر
صفحهٔ ۱ از ۴