شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۶۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگرقامت خم شد کمند عمر را تاب دگر
۲
خواب غفلت خانه در چشم گرانجانی که کردمی شود شور قیامت پرده خواب دگر
۳
از دل چاک است ما را قبله حاجت روارو نمی آریم هر ساعت به محراب دگر
۴
شسته ایم از عالم اسباب ما هرچند دستحلقه بر در می زند هر لحظه سیلاب دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth