خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۶۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا درخواب غفلت رفت عمر خوش عنان آخرنکردی دست ورویی تازه زین آب روان آخر
۲
به غفلت مگذران یکسر بهار زندگانی راچراغی برفروز ازآتش این کاروان آخر
۳
اگر از نوبهاران برگ سبزی نیست دربارترخ زردی به دست آور در ایام خزان آخر
۴
ز شور عشق دروجدند ذرات جهان یکسراگر پایی نکوبی، آستینی بر فشان آخر
صفحهٔ ۱ از ۴